X
تبلیغات
ارتباطات میان فرهنگی - ارتباطات میان فرهنگی چیست؟

ارتباطات میان فرهنگی یکی از مفاهیم گسترده در علم ارتباطات است که برای شناخت دقیق آن باید مفاهیم اساسی دیگری را دنبال کرد که از جمله آن فرهنگ، میان فرهنگی و خود مفهوم ارتباطات است.

ارتباطات میان فرهنگی را در ساده ترین شکل ممکن می توان رابطه میان فرهنگ های مختلف دانست. این تعریف اگرچه تم کلی مفهوم را آشکار می کند اما پیچیدگی این مفهوم را که تحت تاثیر گفتمان قدرت است، نادیده می گیرد.

برای درک بهتر این مفهوم ابتدا نگاه مختصری به روند تاریخی شکل گیری این مفهموم می اندازیم. شاید بتوان یکی از کسانی که برای اولین به مفهوم ارتباطات میان فرهنگی پرداخت را " ادوارد هال" دانست. او در سال 1959 در کتاب" زبان سکوت" به مقوله ارتباطات میان فرهنگی به سفارش موسسه خدمات خارجی آمریکا پرداخت. او  به اهمیت شناخت ارتباطات میان فرهنگی برای ارتباط بهتر دیپلمات های آمریکایی با سایر ملل پرداخته بود. بعدها خانم لیدز هرویتز به بسط مفاهیم این کتاب پرداخت . او چهار نکته اساسی این کتاب را به شرح زیر معرفی کرد:

1-      تحقیقات هال در توسعه مفهوم ارتباطات میان فرهنگی راهگشای بسیاری از تحقیقات شده است.

2-      تحقیقات هال بنا به رفع مشکلات موسسه ها و نهادهای ارتباط خارجی آمریکا تدوین شده بود.

3-      مطالعات هال بنای شکل گیری ایده های مهمی در باب ذات و اهمیت ارتباطات میان فرهنگی گردید

4-      ایده های هال در سال 1959 در بسیاری از ادبیات امروزی این مفهوم مشهود است.

اگرچه بسیاری از افراد دیگر را می توان از جمله کسانی دانست که اولین بار به نظریه پردازی در حوزه ارتباطات میان فرهنگی پرداختند اما از آن جایی موضوع تعریف چیستی ارتباطات میان فرهنگی است لذا به چکیده ای از روند تاریخی بسنده شده است.

باز هم قبل از پرداختن به تعریف دقیقی از ارتباطات میان فرهنگی باید میان این مفهوم و ارتباطات بین فرهنگی که ممکن است اشتباها هم معنی ارتباطات میان فرهنگی باشد تمایز قائل شد.

مفهوم بین فرهنگی Cross-cultural  و میان فرهنگی inter-cultural  را ویلیام بی گودیکانست در سال 2000 اینگونه متمایز می کند:

مطالعات بین فرهنگی در برگیرنده قیاس رفتاری در بین دو فرهنگ یا چند فرهنگ متفاوت است. مثلا مقایسه بین نحوه خود افشایی اعضای یک فرهنگ در حین مواجه با سایر اعضای فرهنگ در ژاپن و ایران. میان فرهنگی به ارزیابی رفتار افراد یک فرهنگ در تعامل با یک فرهنگ دیگر می پردازد مثلا ارزیابی نحوه خودافشایی  زمانی که یک  فرد ژاپنی و ایرانی با هم به تعامل می پردازند.

اگرچه این تمایز می تواند ما را به معنای دقیق تر ارتباطات میان فرهنگی برساند اما مفهوم فرهنگ هم نیاز به مطالعه بیشتر دارد. فرهنگ را اندیشمندان مختلف با تعابیر مختلف تعریف کرده اند.

جان تاملینسون در کتاب جهانی شدن و فرهنگ ، مفهوم فرهنگ را اینگونه مطرح می کند: " فرهنگ سطحی از زندگی است که در آن انسان ها به کمک راه و رسم های بازنمایی نمادین به ساختن معنی می پردازند، منظور از فرهنگ راه هایی است که در آنها مردم، به طور فردی و جمعی از طریق ارتباط با یکدیگر به زندگی خود معنا می بخشند، در واقع هدف امر فرهنگی معنادار کردن زندگی است." با استناد به این تعریف در واقع فرهنگ در تعامل انسان ها با هم در یک بستر واحد شکل می گیرد. این مفهوم به شکلی دیگر در نظریه تعامل گرایی نمادین جرج هربرت مید مطرح شده است. مید معتقد است که در تعاملات اجتماعی نمادهای معنادار امکان فهم و درک متقابل را برای انسان ها فراهم می کند.

آلفرد شوتز در سال 1972 توجه بسیاری از اندیشمندان به یک نکته مهم جلب می کند، او همه انواع ارتباطات را نوعی تجربه دیگر بودن می داند. نکته مهم در آثار شوتز مساله بین الاذهانی است. از دیدگاه شوتز دیگران فهم خود از ویژگی های جوهرین این دنیا را به اشتراک می گذارند، افراد به چیزها و کنش ها رو می آورند و تصور می کنند دیگران هم می توانند متقابلا چنین باشند.

تحقیقات نشان داده که امروز به راحتی کسی را نمی توان صرفا متعلق به یک فرهنگ خاص دانست چرا که فرهنگ با استفاده از رسانه ها به اکثر نقاط صادر می شوند و باعث ایجاد اشتراکات فرهنگی شده است.





+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 و ساعت 13:7 |


Powered By
BLOGFA.COM